• امروز : پنجشنبه, ۱۴ آبان , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 5 November - 2026
♥0

۱۴ آبان ۱۳۶۲ در مسجدسلیمان؛ روایت عینی از حمله موشکی به کلگه و شهادت ۹ عضو یک خانواده

  • کد خبر : 13697
  • ۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۴
۱۴ آبان ۱۳۶۲ در مسجدسلیمان؛ روایت عینی از حمله موشکی به کلگه و شهادت ۹ عضو یک خانواده
سارای خبر _صادق یزدی. چهاردهم آبان‌ماه ۱۳۶۲، منطقه کلگه مسجدسلیمان هدف حمله موشکی ارتش بعث عراق قرار گرفت؛ حمله‌ای که با تخریب خانه‌های مسکونی، شهادت و مجروح شدن شماری از شهروندان و از دست رفتن ۹ عضو یک خانواده، یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ این شهر را رقم زد. چهار دهه پس از آن واقعه، روایت شاهدان عینی بار دیگر ابعاد این فاجعه انسانی را پیش چشم نسل امروز قرار می‌دهد

سارای خبر _صادق یزدی. چهاردهم آبان‌ماه ۱۳۶۲، منطقه کلگه مسجدسلیمان هدف حمله موشکی ارتش بعث عراق قرار گرفت؛ حمله‌ای که با تخریب خانه‌های مسکونی، شهادت و مجروح شدن شماری از شهروندان و از دست رفتن ۹ عضو یک خانواده، یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ این شهر را رقم زد. چهار دهه پس از آن واقعه، روایت شاهدان عینی بار دیگر ابعاد این فاجعه انسانی را پیش چشم نسل امروز قرار می‌دهد.

ساعت ۱۶:۳۰ بعدازظهرِ چهاردهم آبان‌ماه ۱۳۶۲، صدای مهیب و دلخراشی سراسر شهر را فرا گرفت. یک موشک به فاصله‌ی چند ‌متری «حسینیه قمر بنی‌هاشم کلگه» اصابت کرد؛ دقیقاً در میانۀ منازل مسکونی و مسیر عبور و مرور عابران پیاده. این حادثه به شهادت و مجروح شدن شمار زیادی از مردم این منطقه انجامید.

در آن سال‌ها، من علاوه بر تحصیل، شاگرد جوشکاری نیز بودم. در آن لحظه، مشغول باز کردن قفل درب کرکره‌ای مغازه پدرم در محله کوی شهید داریوش محمدی بودم که ناگهان صدای وحشتناک انفجار و موج ناشی از آن، تمام فضا را فرا گرفت. سرعت وقوع حادثه به‌حدی بود که فرصت باز کردن درب کرکره‌ای مغازه را پیدا نکردم. نگاهم به پنجره بیرونی یکی از منازل بود که تکان خوردن و شکستن شیشه هایش را می دیدم، با برگشتن به سمت درب مغازه متوجه شدم در اثر شدت انفجار، برخی قسمت‌های آن خم شده و از ریل خارج گردیده است و نمی شود درب مغازه را باز کرد.

چند دقیقه بیشتر نگذشت که دود و غبار غلیظ ناشی از انفجار، با وجود یک تا دو کیلومتر فاصله از محل اصابت موشک؛ محله ما را نیز فراگرفت و بوی خاک و باروت همه‌جا پراکنده شد. بلافاصله خود را به «مسجد صاحب‌الزمان (عج)» رساندم تا به همنوعانم کمک کنم. پس از مشخص شدن علت و محل دقیق انفجار، سازماندهی اولیه‌ای صورت گرفت، تعدادی از نیروها به طرف بیمارستانهای شهر رفتند، من به همراه تنی چند از۸ هم‌پایگاهی‌هایم، از طریق کوچه‌پس‌کوچه‌های محل و جاده کنار اداره دارایی سابق، به جلوی حسینیه قمر بنی‌هاشم رسیدم. از راه باریکی که بین منازل به سمت «کلگه بالا» می‌رفت، خودمان را به محل حادثه رساندیم.

عمق فاجعه بسیار عمیق تر از تصورمان بود. گودال عمیق و وسیعی در محل اصابت ایجاد شد، خانه‌های اطراف به تلی از خاک تبدیل گردیده بود و آوارها بر سر مردم فرو ریخت. موشک به پشت خانۀ یکی از ساکنان (خانوادۀ «شاغولیان» ) اصابت کرد؛ خانواده‌ای که تنها دو هفته قبل، در سی‌ام مهرماه، فرزندشان به نام رضا شاغولیان را در حمله‌ای موشکی قبلی از دست داده بودند. این بار، بخشی از خانۀ آنان و خانه‌های اطراف، ویران شده بود.

با ورود به محل، بر بلندای دیواری از خاک که دورتادور گودال را گرفته بود ، ایستادیم.

خانه‌های بسیاری تخریب گردید و سنگ، تیرآهن، آجر، تکه‌های بتن، تیرهای چوبی و فلزی و دیگر مصالح ساختمانی، بر سر مردم آوار شده بود. حجم عظیم آوار، از خسارتی سنگین و تلفات جانی حکایت داشت.

برای یاری به همنوعان شتافتیم و هرکس با هر وسیله و توانی، برای نجات مصدومان تلاش می‌کرد. مردم با نیروی بازوی خود، آوارها را جابه‌جا می‌کردند. لودرها و بیل‌های مکانیکی ادارات و نهادهای مختلف نیز به محل آمده بودند، اما با همۀ این کوشش‌ها، آواربرداری به‌دشواری صورت می گرفت. در میان این تلاش‌ها، گاهی فریادی در جلوی بیل مکانیکی یا لودر با هیجان و اضطراب فراوان؛ خبر از پیدا شدن مجروح یا شهیدی دیگر داشت. چه صحنه‌های جانگدازی در آن لحظات رقم می‌خورد؛ مصدومان و شهدای عزیزی که تا دقایقی پیش، در کنار خانواده هایشان زندگی روزمره خود را سپری می‌کردند، اکنون زیر خروارها خاک و آوار مانده اند.

خداوند آگاه است: که مصدومان در آن هنگام، چه لحظات نفس‌گیری را سپری ‌کردند و چه درد و رنجی را تحمل نمودند؛ جراحت های حاصله و محصور شدن زیر آوارها از یک سو، و تقلای بی‌امان برای رهایی از زیر آوار، از سوی دیگر، لحظاتی هولناک و پرخطری بر مصدومان پدید می آورد.

مردم از همه ی نقاط شهر و از همه قشرها برای کمک آمده بودند. ازدحام جمعیت و شمار زیاد داوطلبان، بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود. ترس و اضطراب از حملۀ مجدد موشکی، فضا را ترسناک کرده بود. زیرا در حمله موشکی قبلی دشمن پس از حدو نیم ساعت که مردم و امدادگران حمع شده بودند؛ موشک سوم در میانه مردم به زمین فرود آمده بود. حرکت بر روی آوارها و بقایای خانه‌ها با احتیاط کامل انجام می‌شد و آواربرداری با همۀ دقتش، ساعاتی ادامه یافت.

کم‌کم هوا تاریک می شد و مردم با چراغ‌قوه، نور خودروها، فانوس‌های دستی و هر وسیلۀ ممکن، فضا را برای ادامۀ عملیات آواربرداری و کمک به مصدومان روشن نگاه می‌داشتند.

آقای علیرضا امینی، یکی از ساکنان محل، در این باره می‌گوید: «در این حادثه، شمار زیادی از مردم مظلوم و بی‌دفاع کلگه شهید و مجروح شدند. خانوادۀ شهید «رضا شاغولیان» که فرزندشان را دو هفته قبل و در حمله موشکی محله ۱۷ شهریور از دست داده بودند، برای مراسم عزاداری وی دور هم جمع شده بودند که اصابت این موشک در نزدیکی منزل مسکونی‌شان، پدر خانواده (شهید شاغولیان) به همراه «خداداد ادیبی‌سده» (شوهرخواهرش) و دیگر اعضای خانواده شامل یک پسر و شش دختر از فرزندان خداداد، یعنی ۹ نفر از یک خانواده در این حادثه به شهادت می رسند.

آقای امینی ادامه می دهد که افرادی همانند «علی ضامن‌امینی» و «دکتر محمود امینی‌سده» نیز در این واقعه به شهادت رسیدند و شمار زیادی از اهالی مصدوم و مجروح شدند.»

وی می‌افزاید: «حادثه بسیار هولناک بود. باروت و مواد منفجره تعداد زیادی از خانه ها را تخریب کرد، صدا و موج انفجار به بیشتر خانه‌های محل آسیب زد، موج آن تا صدها متر آن‌سوتر، موجب شکستن شیشه‌ها و آسیب دیدن خانه‌ها و موج‌گرفتگی مردم شد.»

آقای ایرج براتی، یکی دیگر از ساکنان، روایت می‌کند: «من و دکتر محمود امینی، چند لحظه پیش از اصابت موشک، در حال ورود به حسینیه بودیم که انگار کسی دکتر را صدا زد. با بازگشت او به بیرون حسینیه و انفجار موشک، ترکشی به سرش اصابت کرد و مجروح شد که در نهایت به فیض شهادت نائل آمد.»

وی در ادامه می‌گوید: «علاوه بر شهدایی که آقای امینی نام بردند، خانم «کوچک شهبازی»، «کاظم مکوندی»، «نوروز دری‌سده»، «عبدالعلی ادیبی‌سده» و «سید بلال موسوی» نیز در این حادثه آسیب دیده و به شهادت رسیدند.» آن روز نیز یکی از روزهای هولناک دفاع مقدس بود که دشمن، شهر مسجدسلیمان را هدف حملۀ موشکی قرار داد، شهدا و مجروحان بی‌شماری از این منطقه تقدیم انقلاب گردید.

محلۀ کلگه که از قدیم الایام میزبان بسیاری از مهاجران شهرهای دیگر، به‌ویژه أصفهان، فارسون، لنجان، نوگرون و برخی شهرهای دیگر بود ، با این حمله و تخریب خانه‌هایشان بسیاری از آنان به ناچار مجبور به ترک محل شدند و شهر از سرمایه و توان آنان محروم شد.

شهدای موشک‌بارانِ ۱۴ آبان ۱۳۶۲ (منطقه کلگه)

در این موشک‌باران جان‌گداز، می توان به شهدای عزیزی به نام‌های زیر اشاره کرد. در میانِ این نام‌ها، مشاهده می‌شود که از شماره ۸ به بعد، اعضای یک خانواده (خانواده خداداد ادیبی سده) که ۹ نفر بودند و برای مراسم شهید رضا شاغولیان که در حمله موشکی قبلی شهید شده بود، گرد هم جمع شده بودند در برابر آتشِ بی‌رحم، متجاوزان بعثی یکجا به شهادت رسیدند:

۱. شهید علی ضامن امینی

۲. شهید دکتر محمود ادیبی سده

۳. شهید کاظم مکوندی

۴. شهید نوروز دری سده

۵. شهید عبدالعلی ادیبی سده

۶. شهید سید بلال موسوی

۷. شهید خانم کوچک شهبازی

۸. شهید علی شاغولیان

۹. شهید خداداد ادیبی سده

.اسامی ۱۰ تا ۱۶ فرزندان شهید خداداد ادیبی سده به نقل از  پایگاه خبری همتبار میباشند:

۱۰. شهید رضا ادیبی سده

۱۱. شهید خانم فاطمه ادیبی سده

۱۲. شهید خانم لاله ادیبی سده

۱۳. شهید خانم ملوک ادیبی سده

۱۴. شهید خانم اشرف ادیبی سده

۱۵. شهید خانم مریم ادیبی سده

۱۶. شهید خانم زهرا ادیبی سده

#سارای_خبر #مسجدسلیمان #کلگه #۱۴آبان_۱۳۶۲ #شهدای_مسجدسلیمان #حمله_موشکی #شهدای_کلگه #دفاع_مقدس #تاریخ_مسجدسلیمان

لینک کوتاه : https://saraykhabar.ir/?p=13697
  • نویسنده : صادق یزدی
  • ارسال توسط :
  • منبع : سارای خبر
  • 2740 بازدید

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.