• امروز : یکشنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 26 July - 2026

اخبار ویژه

‌طلوع عدالت آموزشی در لالی: گامی تاریخی برای آینده دختران عشایر پایان عصر سفرهای دشوار درمانی؛ مسجدسلیمان به پیشرفته‌ترین تجهیزات تصویربرداری شمال خوزستان مجهز شد تحولی در خدمت‌رسانی به جامعه، دستاوردهای چشم‌گیر بهزیستی مسجدسلیمان در دوران مدیریت محسن رضایی جریمه‌های میلیاردی برای گران‌فروشان مواد غذایی و قاچاقچیان سوخت در شهرستان مسجدسلیمان؛ برخورد قاطع تعزیرات با متخلفان اقتصادی ۱۸ نماینده مجلس یا ۱۸ دلیل برای خاموشی؟ پارادوکس قدرت در گرمای ۵۵ درجه خوزستان»چرا خوزستان در برابر خاموشی‌های تابستانی بی‌دفاع است؟»  «مرگ دردناک دختر بچه ده ساله ؛ اندیکا تا کی تاوان محرومیت درمانی را می‌پردازد؟» گزارشی تصویری از طنین وفاداری ایل بختیاری در خونخواهی رهبر شهید؛ تجدید پیمان با ولایت در قلب مسجدسلیمان سرهنگ علی عباسی فرمانده انتظامی شهرستان مسجدسلیمان خبر داد: دستبند پلیس بر دستان سارق سابقه‌دار در مسجدسلیمان

1

اگر شهید طهرانی مقدم به شهادت نمی‌رسید، آن ایام قرار بود چه اتفاقی رخ دهد؟/ در نوشته‌های شهید زاهدی مشخصات چه چیزهایی نوشته شده بودند؟

  • کد خبر : 2799
  • ۲۳ آبان ۱۴۰۴ - ۸:۰۸
اگر شهید طهرانی مقدم به شهادت نمی‌رسید، آن ایام قرار بود چه اتفاقی رخ دهد؟/ در نوشته‌های شهید زاهدی مشخصات چه چیزهایی نوشته شده بودند؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فرزند سردار شهید محمدرضا زاهدی روایتی از روز شهادت شهید حسن طهرانی مقدم دارد و چگونگی مواجهه پدر شهید خود را با این خبر روایت می‌کند. بنا بر روایت فارس در این بخش از گفته‌های وی آمده است: «لحظه‌ای که خبر انفجار زاغه مهمات آمد، به همراه پدرم در بیروت بودیم. […]

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فرزند سردار شهید محمدرضا زاهدی روایتی از روز شهادت شهید حسن طهرانی مقدم دارد و چگونگی مواجهه پدر شهید خود را با این خبر روایت می‌کند.
بنا بر روایت فارس در این بخش از گفته‌های وی آمده است: «لحظه‌ای که خبر انفجار زاغه مهمات آمد، به همراه پدرم در بیروت بودیم. چون پدرم موقعیت محل انفجار را می‌شناخت، با نگرانی گفت: نکند حسن آنجا باشد! همین‌طور که پدرم اخبار را با نگرانی دنبال می‌کرد، خبر رسید که حاج‌حسن طهرانی‌مقدم شهید شدند. اشک در چشمان پدرم جمع شد؛ او گریه می‌کرد و می‌گفت: حیف شد، حاج حسن رفت! بعد پدرم به اتاق رفت و من هم دنبالش رفتم. با شیطنت به نوشته‌های دفتر پدرم نگاه کردم که درباره مشخصات یک سری موشک نوشته بودند. بعد پدرم گفت: قرار بود همین ایام موشک تست بشود!»

2929

لینک کوتاه : https://saraykhabar.ir/?p=2799

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.