محمد رضا مکوندی _ در خرداد ماه ۱۲۶۱ خورشیدی، مسعود میرزا ظلالسلطان، فرزند ارشد ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان، با دستور پدر و به بهانه حسادت قدرت، حسینقلیخان ایلخان مقتدر بختیاری را با زهر کشت. این اقدام که پس از یک گفتگوی صریح ایلخان درباره برتری نیروهای بختیاری رخ داد، نه تنها پایان زندگی یک حکمران بومی بود، بلکه آغاز تحولات گستردهای در ساختار قدرت ایلات ایران و تسلط بیشتر شاهزادگان قاجار بر جنوب کشور شد.
از شاهزادگان معروف دوره قاجاریه، مسعود میرزا ظل السلطان، فرزند ارشد ناصرالدین شاه قاجار می توان نام برد.که در حدود سال ۱۲۲۸ ه ش به دنیا آمد. وی سه سال از مظفرالدین شاه بزرگتر بود ولی قجری خالص نبودچراکه مادرش اززنان صیغه ای ناصرالدین بنام عفّتالسلطنه دختر رضاقلی بیگ غلام پیشخدمت خاندان قاجاریه بود، به همین خاطر.ازجانشینی سلطنت بازماند. ظل السطان از نظرحکمرانی و قدرت، یکی از رجال شاخص منحصر به فردی است که با هیچ یک از اقوام خود ازنظر ثروت ، قساوت ، ظلم به رعایا و خصوصا تخریب آثار باستانی منحصربفرد عهد صفوی دراصفهان قابل مقایسه نیست. این شاهزاده در طول مدت عمر خود، سی و چهار سال متوالی حاکم اصفهان و قریب چهل و پنج سال متناوب حاکم مازندران و اصفهان و فارس و مدتی نیز فرمانروای مطلق العنان هفده شهر ایران زبان زد شاهزادگان، در عهد ناصرالدینشاه بود.
که منجر به تقسیمبندی جدیدی در این گروه شاهزادگان قجری شد که مبنای آن را مسئلۀ خونی و نژادی شکل داده بود. مسعودمیرزا ظلالسلطان یکی از برجستهترین افراد چنین تقسیمبندی به شمارمیرفت زیرا وی علیرغم اینکه فرزند بزرگ ناصرالدینشاه به شمار میرفت امّا چون مادرش از قاجارها نبود به ولیعهدی نرسید و در عوض حکومت بخشهای مهم جنوب کشور از جمله سرپرستی ایلات بختیاری که همجوار مرکز حکومتش اصفهان بود را بر عهده داشت. در همین دوره، قاجارها رسماً مناصب ایلخانی و ایلبیگی را به روسای ایل بختیاری اعطا می کردند. ایلخان بختیاری در این دوره، حسینقلیخان به شمار میرفت. وی به دلیل اقدامات امنیّتی در درون ایل، و همچنین خدماتی که برای دولت به انجام رسانیده بود، مورد توجّه قاجارها و به خصوص شاهزاده ظلالسلطان قرار گرفت. از اینرو حسینقلیخان به همراه پسرانش که پس از واگذاری منصب ایلخانی، در بختیاری به خانواده ایلخانی معروف شده بودند،در ابتدای امر بیشترین روابط را با ظلالسلطان داشتند و با گذشت چند سال روابط طرفین دارای استحکام بیشتری شد. با مرگ ایلخانی به دست شاهزادۀ قاجار این استحکام شکسته شد. امّا باقتل حسینقلی خان، ظلالسلطان متوجّه برادران حسینقلیخان شد که آنان نیز به خانواده حاجیایلخانی و ایلبیگی معروف بودند. با این کار، تسلط و نفوذ ظلالسلطان بر ایل بختیاری بیش از پیش شد و با اقتدار کامل عزل و نصبها را در بختیاری انجام میداد.. (۱)
چگونگی قتل حسینقلی خان
حکومت طولانی و نفوذ و ثروت حسینقلی خان در مناطق غربی و جنوبی کشور، ناصرالدین شاه را نگران کرد، بنابراین حاجی میرزا عبدالغفارخان ملقب به نجمالدوله را بهظاهر برای برآورد هزینه ساخت آب بند اهواز، اما در واقع برای گردآوری اطلاع درباره میزان و قدرت نیروهای حسینقلی خان به منطقه بختیاری فرستاد. نجمالدوله در گزارش خود به شاه دربارهٔ میزان قدرت ایلخانی در جنوب اشاره کرد گزارش نجمالدوله، گزارشهای قبلی را که فرهاد میرزا معتمدالدوله؛ حاکم فارس، برای شاه تهیه کرده بود، تأیید میکرد؛ بنابراین ناصرالدین شاه به کشتن ایلخانی برانگیخته شد و به پسرش ظلالسلطان حاکم اصفهان دستور داد، که او را به قتل رساند.
سرانجام در ۲۴ خرداد ۱۲۶۱ ظل السلطان، ایلخانی را به اصفهان فراخواند و حسینقلی خان، در مراسم بازدید از سربازان شرکت کرد و در پایان مراسم؛ اظهار داشت:
یکصد سوار بختیاری، برابر یک هزار از چنین نیرویی هستند… !
این گفته، به ظلالسلطان انگیزه بیشتری برای اجرای نقشه اش داد. او پس از پایان مراسم، ایلخانی و دو پسرش اسفندیار خان و علیقلی خان را برای گفتگو به دارالحکومه برد. پس از جداکردن او از پسرانش و زندانی کردن آنان، دستور قتل ایلخانی را داد، که توسط یک قهوه آمیخته به زهر کشنده، وی را مسوم کرده، سپس او را زندانی نمود که حسینقلی خان پس از ۲ روز درگذشت.
1_روابط ایل بختیاری با ظل السلطان در دوره ناصرالدین – جعفرمنصوری بیدکانی















